تبلیغات
پادشهر - دیکتاتوری رئیس و دوستان
شنبه 8 بهمن 1390  01:45 ق.ظ    ویرایش: - -
نوع مطلب: گاه نوشت ،

یادم نمی رود که وقتی محسن بدره انتقادی کرده بود، رئیس گوشه ای تنها گیرش آورده بود و گفته بود: «اگر به حرف ها و رویه ات ادامه دهی، با اختیار خودم اخراجت می کنم.»

محسن از بااخلاق ترین و باسوادترین بچه های کد بود.

مهدی یوسفی را هم که یادتان هست. پژوهشگر نمونه، مترجم و ... هر چه انتقاد کرد در مقابلش فقط سکوت کردند؛ چون حرف حساب جواب نداشت. جلسه که تشکیل داد، اصلا جناب رئیس نیامد، جناب آشنا هم آخرش با عصبانیت جلسه را ترک کرد.

سالن پنج قرار بود از پایان نامه اش دفاع کند. چند بار خوانده بودش، عالی بود. آن روز دیر رسیدم. با نگاه بهت زده ی بچه ها و نمره ی بهت آور جناب محسنیان راد روبه رو شدم. مزد انتقادهایش بود!

مهدی هم از با سوادترین ها بود، بدون اینکه برای دکتری برنامه ریزی خاصی داشته باشد، جزو نفرات اول دانشگاه تهران شد.

حالا نوبت سه نفر دیگر رسیده: میلاد حاجی پروانه، هادی مسعودی و محسن بابایی پور. میلاد منتقدی است که همیشه حرف حسابش از طرف رئیس بی جواب می ماند. حالا رئیس موقعیتی گیر آورده تا حالشان را بگیرد چرا که مرتکب جرم انتقاد شده اند. نه اینکه فکر کنید مثل بعضی ها -از جمله خود من- نق نق کردند، نه! نقد کرده اند، نقد علمی.

تا به حال شنیدی که آزمون جامع شفاهی بگیرند؟

بعد از اینکه دیدند رفقا نمره های خوبی توی آزمون جامع گرفتند، احساس کردند که خوب ارضاء نشده اند و رئیس امر کرد که یک امتحان شفاهی هم از بچه ها بگیرند!!! بقیه زیر دستان هم مگر می توانند امر ولی را اطاعت نکنند؟!!

 

دیکتاتوری رئیس و دوستانش مستدام!

   


نظرات()   

پادشهر

تاریخ را پایانی است!